محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
263
مجمع الانساب ( فارسى )
الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ « 3 » هولاكو خان از جملهء ندما و جمعى از فضلا كه در حضرتش حاضر بودند سؤال كرد كه چيست كه اين مرد مىگويد و تفسيرش چيست ؟ گفتند معنى آن است كه خداى جهان هركس كه خود خواهد عزيز كند و هركس كه خود خواهد خوار گرداند . پس روى بدان رسول كرد و گفت جواب مستعصم همين است بگوى كه خداى ما را عزيز كرد و ترا خوار كرد . و چون به حقيقت مىنگرى جوابى بس محققانه است . و چون خليفه را برداشت هم در آن نزديكى جمله بلاد عراق و موصل و ديار بكر ايل و مطيع و منقاد شدند و ممالك غربى بر وى صافى شد و عزيمت فرمود كه از طرف آذربادگان به راه قفجاق نهضت فرمايد و به حضرت برادرش منكوقاآن پيوندد و چون دو سه سال تمام بود كه روى قاآن را نديده بود [ روى ] او را ببيند ناگاه خبر وفات منكوقاآن به وى رسيد و گويند خزينهاى تمام با بسى تحف و تنسوقات به دست ايلچى روانه گردانيده بود از راه آمويه ، و چون از جيحون بگذشت آن ايلچى خبر واقعه بشنيد و يام بحك ( ؟ ) بدوانيد و اعلام داد كه فرمان هولاكو نفاذ يافت تا ايلچى بازگردد و ايلچى به حكم بازگشت و خزاين را باز آورد . و هولاكو خان ايلچيان و رسولان ديگر را بفرستاد به خدمت برادرش قبلا قاآن كه جاى منكو به وى آمده بود و شرايط تعزيت منكو و تهنيت جلوس قبلا در آن مكتوبات به تقديم رسانيد و از قبلا جوابها به عنايت و تشريفات و خلع بسيار آوردند . و بعد از وفات منكو و قتل مستعصم ، هولاكو خان مدت شش سال ديگر بزيست و او پادشاهى بود به غايت مهيب با سياست چنان كه كمتر كسى پيش تخت او حديث توانستى كرد و امراى بزرگ چون با وى حديث كردندى بلرزيدندى . و او را پسران بسيار بودند و تفصيل ايشان بدين موجب است : بزرگترش اباقا خان ، منكو تمور ، احمد . و جاى او به اباقا رسيد . و هولاكو خان در سنهء اثنين و ستين و ست مائه وفات كرد . مدت مملكتش دوازده سال بود . ذكر پادشاه جوانبخت اباقا خان بن هولاكو خان او پسر بزرگتر بود و با پدر از طرف بالا آمده بود و چون جلوس او شايع
--> ( 3 ) . سورهء آل عمران آيهء 26 .